درسنامه آموزشی جامعه شناسی (1) کلاس دهم انسانی و معارف
درس 8: هویت
در مورد هویت چه میدانید؟
میگویند ملّانصرالدین میخواست به شهر غریبی سفر کند. همسر ملّا پیش از سفر، آویزی به گردنش آویخت که نامش بر آن نوشته شده بود تا مبادا هویتش را فراموش کند. ملّانصرالدین پس از ورود به آن شهر، شب نخست در یک کاروانسرا بیتوته کرد. خواب که بود شوخی، آویز را از گردنش درآورد و به گردن خود آویخت. صبح روز بعد، ملّانصرالدین پس از دیدن آویز در گردن آن شوخ، فریاد زد: چنین مینماید که تو من هستی ولی اگر تو من هستی پس من کیستم.
در سال گذشته خواندید، آنچه در پاسخ به پرسش «کیستی؟» گفته میشود و شخص با آن از اشیا و افراد دیگر متمایز میگردد، هویت فرد را تشکیل میدهد.هویت با نوعی احساس مثبت یا منفی همراه است. افراد در موقعیتهای گوناگون، با پرسش «کیستی؟» مواجه میشوند، یا از خودشان میپرسند: به راستی «من کیستم؟» آیا میتوانید برخی از این موقعیتها را نام ببرید؟
| ویژگیهای من | اکتسابی | انتسابی | فردی | اجتماعی | ثابت | متغیر |
|---|---|---|---|---|---|---|
| راستگو | * | * | * | |||
| باهوش | * | * | * | |||
| مؤمن | * | * | * | |||
| ایرانی | * | * | * |
آیا هویتمان را خودمان میسازیم؟ ما در شکلگیری بعضی ویژگیهای هویتی مانند مکان و زمان تولد یا دختر و پسر بودن نقشی نداریم؛ ولی بسیاری از ویژگیهای هویتی مانند صفات اخلاقی و روانی را خودمان شکل میدهیم یا در شکلگیری آن نقش و سهم بسیاری داریم. بعضی ویژگیها هستند که در به دست آوردن آنها نقشی نداریم، اما میتوانیم با تلاش و کوشش خود، آنها را تغییر دهیم مانند منزلتی که از طریق خانوادهمان به دست میآوریم و با کنشهایمان آن را تغییر میدهیم.
آیا هویتمان تغییر میکند؟ برخی از ویژگیهای هویتی تغییر میکنند؛ مانند جایگاه فرد در جهان اجتماعی که تابع دانایی، توانایی، دارایی و… اوست، ولی برخی ویژگیها تغییر نمیکنند؛ مانند زمان و مکان تولد و… . هر فردی در طول زندگی خود، تغییرات هویتی بسیاری را پشت سر میگذارد؛ مثلاً از نوزادی، کودکی، نوجوانی و جوانی یا از بیسوادی، کمسوادی، دانشمندی و فرهیختگی میگذرد؛ ولی خود میداند همان شخصی است که همهٔ آن تغییرات را سپری کرده است.
آیا هویت ما صرفاً اجتماعی است؟ فرد بدون ارتباط با دیگران یا عضویت در گروههای اجتماعی نمیتواند برخی ویژگیها را داشته باشد؛ مثلاً ما تنها با عضویت در جامعهٔ ایران، ایرانی محسوب میشویم؛ در حالی که زرنگی یا تنبلی، صبوری یا زودرنجی و… ویژگیهای فردی ما هستند.
|
|
تمرین کنید (صفحهٔ 69 کتاب درسی)
اگر بخواهید در یک وب نوشت، خود را معرفی کنید، چه مینویسید؟
نمونه: در این متن شهید سید مرتضی آوینی خود را معرفی میکند.
«من بچهٔ شاه عبدالعظیم هستم و در خانهای به دنیا آمده و بزرگ شدهام که در هر سوراخش که «سر میکردی، به یک خانواده دیگر نیز برمیخوردی. اینجانب اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی، درسال 1336 شمسی در کلاس ششم ابتدایی مشغول درس خواندن بودم. در آن سال، انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافتند و به مصر حمله کردند. بنده هم به عنوان یک پسر بچهٔ 13-12 ساله، تحت تأثیر تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روز روی تخته سیاه نوشتم: «خلیج عقبه از آنِ ملت عرب است». وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما سر جایمان. نشستیم اتفاقا آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی تخته سیاه دید، پرسید: «این را که نوشته؟» صدا از کسی در نیامد. من هم ساکت اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم. ناگهان یکی از بچهها بلند شد و گفت: «آقا اجازه؟ این جمله را فلانی نوشته.» آقای مدیر هم کلّی سر و صدا کرد و خلاصه اینکه : «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت: «بیا دم دفتر تا پروندهات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت یکی از معلمان، کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد. من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم. خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشدهام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود و حتی از این بالاتر، دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» به دست نمیآید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هرکس به راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و نزد خویش نیز خواهد یافت. دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام میدهم، نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموختهام، از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی درسایۀ تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر. قبل از انقلاب، فیلم نمیساختهام، اگر چه با سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسیِ حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی به چاپ نرساندهام. با شروع انقلاب تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد، ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز.» سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آنچه انسان مینویسد، همیشه تراوشات درونی خود او است. همۀ هنرها این چینیناند. کسی هم که فیلم میسازد، اثر تراوشات درونی خود اوست، اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار ما جلوهگر میشود. حقیر این چنین ادعایی ندارم، اما سعیام بر این بوده است.
با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم. بعدها ضرورتهای موجود، رفته رفته ما را به فیلم سازی برای جهاد سازندگی کشاند. در سال 59 به تلویزیون آمدیم و در گروه جهاد سازندگی سازمان، مشغول به کار شدیم. حقیر هیچ کاری را مستقلاً انجام ندادهام که بتوانم نام ببرم. در همهٔ فیلمهایی که در گروه جهاد سازندگی ساخته شده است، سهم کوچکی نیز اگر خدا قبول کند به این حقیر میرسد و اگر خدا قبول نکند که هیچ. به هر تقدیر، من فعّالیت تجاری نداشتهام. معمار (آرشیتکت) هستم. از سال 58 و 59 تاکنون بیش از یک صد فیلم ساختهام. یک ترم نیز در دانشکدهٔ سینما تدریس کردهام که از ادامۀ تدریس در دانشگاه صرف نظر کردم».
هویت فردی و اجتماعی چه نسبتی با هم دارند؟
سال گذشته، هویت فردی را با دو بخش جسمانی و نفسانی شناختیم و از سه بعُد متمایز هویت انسان به شرح زیر سخن گفتیم:
- بُعد جسمانی (بدن)
- بُعد نفسانی (نفس و ویژگیهای روانی و اخلاقی)
- بُعد اجتماعی (نقش و عضویت فرد در جهان اجتماعی)
با یادآوری آنچه در سال گذشته خواندهاید، برای هر کدام از این ابعاد نمونه بیاورید.
- ترشح بیش از اندازۀ غدۀ تیروئید موجب عصبانی شدن انسان میشود.
- برخی از بیماریهای جسمانی با کمک قوای روانی درمان میشوند.
- در شرایط اقلیمی متفاوت، شیوۀ زندگی اجتماعی مردم متفاوت است.
- زندگی اجتماعی انسانها، طبیعت را تهدید میکند.
- «یک انسانِ با تقوا، جهانی را تغییر میدهد».
- جهان اجتماعی مانع شکوفایی برخی از اخلاقیات میشود.

هر شش رابطۀ بالا را میتوان در شکل زیر بهصورت یک جا نشان داد.

تاکنون از تمایز ابعاد مختلف هویت و از تعامل آنها با یکدیگر سخن گفتیم، ولی پرسش این است که هویت فردی و اجتماعی چگونه با یکدیگر سازگار میشوند؟ آیا هر نوع هویت اجتماعی با هر نوع هویت فردی سازگار است؟
براساس آنچه در فصل اوّل خواندید، هویت هر جهان اجتماعی، براساس عقاید، آرمانها و ارزشهای کلان آن جهان اجتماعی شکل میگیرد و قواعد، هنجارها و نمادهای آن متناسب با عقاید، آرمانها و ارزشها سامان مییابند.
بنابراین: هویت اجتماعی هر فرد، درون جهان اجتماعی و براساس عقاید و ارزشهای آن شکل میگیرد. در جامعۀ قبیلهای، هویت اجتماعی افراد براساس جایگاه قبیلهای آنها مشخص میشود. در جامعۀ سرمایه داری هویت افراد بیشتر به ثروت و توان اقتصادی آنها وابسته است. در جامعۀ دینی هویت اجتماعی افراد براساس عقاید و ارزشهایی است که آن دین محترم میشمارد؛ مثلاً اسلام هویت افراد را با تقوا، علم و عدالت ارزیابی میکند.
هر جهان اجتماعی براساس هویت خود، با طبیعت و بدن آدمی تعامل میکند. نگاه دنیوی جهان متجدد و ارزشهای آن به گونهای است که هر دخل و تصرفی را در طبیعت مجاز میداند. انسان در این جهان هر نوع تصرفی را برای بهرهبرداری بیشتر از طبیعت انجام میدهد. در جهان معنوی اسلام، طبیعت به عنوان موجودی زنده، آیت و نشانۀ خداوند محسوب میشود. انسان در طبیعت، خلیفۀ خداوند است و خلیفۀ خداوند براساس خواست الهی وظیفۀ عمران و آبادانی آن را برعهده دارد؛ یعنی انسان حق ندارد تصرفاتی را که مخالف ارادۀ حکیمانۀ الهی است، در جهان طبیعت و بدن خود انجام دهد.
عنوان فیلم «رنگ خدا» رنگ و بوی دینی دارد و از آیۀ 138 سورهٔ بقره «صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عَابِدونَ» گرفته شده است. رنگ خدا و کیست نیکوتر از خدا در رنگ و ماییم برای او پرستشگران.
هر جهان اجتماعی بنا به هویت خود، با نوع خاصّی از هویت اخلاقی و روانی افراد سازگار است و زمینۀ پیدایش و رشد همان هویت را فراهم میآورد و امکان پیدایش و رشد انواع دیگر را تضعیف میکند؛ بهعنوان مثال جهان متجدد به تناسب رویکرد این جهانی خود، با آن دسته از ویژگیهای روانی و اخلاقی سازگار است که در ارتباط با آرمانها و ارزشهای دنیوی آن شکل گیرند، مانند فردگرایی، دم غنیمت شماری، انضباط، تبرّج، تجمّلگرایی، رفاه طلبی، مالاندوزی و... و با بسیاری از ویژگیهای اخلاقی که براساس ارزشهای معنوی و الهی وجود انسان شکل گرفته باشند؛ مانند قناعت، حیا، بندگی خدا، تقوا، خوف و رجای الهی، شکر و رضای الهی، توکّل و... سازگار نیست. همانگونه که هویت فرهنگی جهان متجدد با هویت روانی و اخلاقیِ معنوی ناسازگار است، هویت اخلاقی و الهی انسان نیز نمیتواند با هویت دنیوی جهان متجدد سازگاری داشته باشد.
|
|
مباحثه کنید (صفحهٔ 74 کتاب درسی)
با توجه به مباحث گفته شده دربارۀ تعامل و تناسب ابعاد مختلف هویت فردی و اجتماعی، پدیدهها و رخدادهای زیر را تشریح کنید:
- وقوع جنبشهای زیستمحیطی در کشورهای غربی و تصویب قوانین سختگیرانه در دفاع از محیطزیست در این کشورها، پدید آوردن تکنولوژیهای سبز و صدور کارخانجات و صنایع سنگین این کشورها به سایر جوامع
در کشورهای غربی، جنبشهای زیستمحیطی به دلیل آگاهی عمومی و رشد فکری در مورد بحرانهای زیستمحیطی، منجر به تصویب قوانینی برای محافظت از محیطزیست شده است. این قوانین، مثل قوانین محدودیت آلایندهها و تأسیس کارخانجات سبز، برای حفظ منابع طبیعی و کاهش آسیب به کره زمین طراحی شدهاند. با این حال، بسیاری از صنایع سنگین و آلایندههای محیطی از این کشورها به کشورهای در حال توسعه صادر میشود، که خود مسئلهای اخلاقی و اجتماعی است. در اینجا میبینیم که هویت اجتماعی کشورهای غربی در پی حفظ محیطزیست است، اما هویت اقتصادی و صنعتی آنها گاهی با آن مغایرت دارد.
- رواج شدید عملهای زیبایی در ایران؛ آیا تمامی عملهای زیبایی برخلاف ارزشها و هنجارهای دینی جامعه ایران است؟ آیا برخی از این عملهای زیبایی در راستای ارزشها و هنجارهای جهان دنیوی متجدد انجام نمیشوند؟
عملهای زیبایی در ایران به طور چشمگیری رشد کرده است، که این پدیده ارتباط تنگاتنگی با ارزشهای اجتماعی و فرهنگی دارد. از نظر برخی، این عملها ممکن است با هنجارهای دینی مغایرت داشته باشند، زیرا در دین اسلام، زیبایی درونی و اخلاقی بیشتر از زیبایی ظاهری اهمیت دارد. اما از سوی دیگر، در دنیای مدرن و متجدد، عملهای زیبایی به عنوان راهی برای دستیابی به ظاهری مطلوب و مطابق با استانداردهای جهانی مطرح میشوند. این نوع از عملهای زیبایی بیشتر در راستای ارزشهای دنیوی و فردگرایانه قرار دارند.
- وجود افراد متخلق به اخلاق الهی همانند تقوا، توکل، رضای الهی و... در کشورهای غربی
در کشورهای غربی، اگرچه فرهنگ غالب فردگرایی و دنیوی است، اما هنوز هم افرادی با ویژگیهای اخلاقی الهی همچون تقوا، توکل و رضای الهی وجود دارند. این افراد به دنبال زندگی معنوی هستند و ارزشهای اخلاقی دینی را در زندگی خود دنبال میکنند. این پدیده نشاندهنده تفاوت در هویت اجتماعی کشورهای غربی است که بیشتر بر فردگرایی و مادیگرایی تأکید دارند، در حالی که گروههای خاصی در این جوامع به ارزشهای معنوی و اخلاقی پایبند هستند.
- رواج ارزشهای دنیوی از قبیل فردگرایی، تجملگرایی، مالاندوزی و... در کشورهای اسلامی
در کشورهای اسلامی، که اصولاً ارزشهای دینی و معنوی باید راهنمای زندگی فردی و اجتماعی باشند، گاهی ارزشهای دنیوی از جمله فردگرایی، تجملگرایی، و مالاندوزی در میان برخی افراد و گروهها رواج پیدا میکند. این روند میتواند ناشی از تأثیرات جهانیسازی و ورود فرهنگهای غربی به این جوامع باشد که باعث تضعیف برخی از ارزشهای سنتی و اسلامی در بین جوانان و برخی طبقات اجتماعی میشود.
- هزینه پنداشتن فرزندان و کاهش موالید در کشور
کاهش نرخ موالید و هزینه بالای نگهداری از فرزندان در کشورهای مختلف به ویژه در ایران، به عنوان پدیدهای اجتماعی و اقتصادی مطرح است. بسیاری از افراد به دلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، فرزندآوری را هزینهبر میدانند و این میتواند به کاهش جمعیت و تغییرات در ساختار اجتماعی منجر شود. این وضعیت به نوعی با هویت اجتماعی کشورها مرتبط است، زیرا تغییر در نحوه نگرش به خانواده و فرزندآوری میتواند ارزشهای اجتماعی و هویتی جوامع را تحت تأثیر قرار دهد.
- آسیبها و مسائل زیستمحیطی تولید شده بهوسیله مردم و سازمانهای عمومی و دولتی در ایران
در ایران، یکی از مشکلات عمده زیستمحیطی، آسیبهایی است که بهوسیله صنایع، معادن، و حتی اقدامات مردم ایجاد میشود. از جمله میتوان به آلودگی هوا، خاک و آب اشاره کرد. این آسیبها در تضاد با هویت اجتماعی و فرهنگی کشور هستند که ارزشهای طبیعی و پایدار را ترویج میدهند. این پدیده میتواند نشاندهنده نقص در پیادهسازی مسئولیت اجتماعی و محیطزیستی باشد که باید با اصلاح نگرشها و سیاستها حل شود.
- حمایت مردم و دولت ایران از مظلومان جهان
حمایت ایران از مظلومان جهان، به ویژه فلسطین و سایر کشورهای تحت ظلم و استثمار، نمایانگر هویت اجتماعی این کشور است که بر پایه ارزشهای دینی، انسانی و ضد استکباری شکل گرفته است. این نوع حمایت به نوعی با هویت انقلابی و اسلامی ایران گره خورده است که هدف آن مبارزه با ظلم و دفاع از حقوق انسانها است.
- حمایت همه جانبه دولتهای غربی و برخی از دولتهای اسلامی از رژیم اشغالگر قدس
حمایت برخی از دولتهای غربی و اسلامی از رژیم اشغالگر قدس، بهویژه در برابر مردم فلسطین، بیانگر تضادهایی است که در هویت اجتماعی و سیاسی این کشورها وجود دارد. این مسئله نه تنها با هویت اسلامی بسیاری از کشورهای مسلمان در تضاد است، بلکه نشاندهنده نفوذ قدرتهای بزرگ جهانی در شکلدهی به سیاستهای جهانی است که در برخی مواقع منافع اقتصادی و سیاسی را بر اصول انسانی و اخلاقی ترجیح میدهند.
|
|
مقایسه کنید (صفحهٔ 75 کتاب درسی)
با کمک دبیر خود، اخلاق ورزشکاران جهان اسلام (اخلاق پهلوانی) را با اخلاق ورزشی جهان جدید (اخلاق قهرمانی) مقایسه کنید و تناسب این دو نوع اخلاق را با ارزشهای کلان اجتماعی بیان کنید.
در ایران امروز ما، این دو نوع نظام اخلاقی چه جلوههایی دارند؟
اخلاق پهلوانی: تواضع، گذشت، جوانمردی و ظلم ستیزی
اخلاق قهرمانی: شهرت طلبی، دلّالی، دوپینگ، خودخواهی و فخرفروشی
در اخلاق پهلوانی، باورهای معنوی و ارزشهای کلان در اولویت قرار دارند و باورهای مادّی کم اهمّیت هستند؛ ولی در اخلاق قهرمانی، حاکمیت باورهای دنیوی موجب میشود که فرد برتری بر دیگران و هدف بودن قدرت را اولویت خود قرار دهد.
خودآگاهی یا ناخودآگاهی؟

گفت چون سقراط در نزع اوفتاد
بود شاگردیش، گفت ای اوستاد
چون کفن سازیم تن پاکت کنیم
در کدامین جای در خاکت کنیم
گفت گر تو باز یابیم ای غلام
دفن کن هر جا که خواهی والسلام
من چو خود را زنده در عمری دراز
پی نبردم، مرده کی یابی تو باز
عطار
به نظر شما افراد و گروهها چقدر خود را میشناسند؟ شما چقدر خود را میشناسید؟ برای شناخت بیشتر و بهتر خود چه راههایی وجود دارد؟
بخشی از هویت، آگاهانه است؛ یعنی آن را میشناسیم یا دیگران به آن پی میبرند و برایمان بازگو میکنند. بخش دیگر، برای ما پنهان است و آن را نمیشناسیم.
گاهی ما دربارۀ ویژگیهایی از خود که به آن واقف نیستیم، تأمل میکنیم و دربارۀ آنها میاندیشیم. گاهی برای شناخت خود، از دیگران کمک میگیریم و از والدین و دوستان خود دربارۀ نقاط قوت و ضعف خویش سؤال میکنیم. نزد مشاوران، روان شناسان و روانکاوان میرویم و از آنها مشاوره میگیریم. جامعه شناسان و انسان شناسان نیز دربارۀ ابعاد اجتماعی هویت انسان ها بحث میکنند و در این باره نظراتی ارائه میدهند. فیلسوفان نیز مباحث گستردهای دربارۀ هویت دارند.
ما تردیدی نداریم که گاه، در شناخت ویژگیهای هویتی خود و دیگران، دچار خطا و اشتباه میشویم. وجود نظریات متفاوت دربارۀ هویت، نشانۀ این است که امکان خطا و اشتباه در شناخت هویت وجود دارد.
پیامبران و اولیای الهی نیز از دیرباز دربارۀ ابعاد الهی و فطری هویت فردی و اجتماعی انسان و همچنین دربارۀ غفلت و فراموشی انسانها از خویشتن، سخن گفتهاند.
|
|
گفتوگو کنید (صفحهٔ 77 کتاب درسی)
دین و پیامبران الهی، فیلسوفان، روانشناسان، انسانشناسان جامعهشناسان دربارۀ غفلت و فراموشی انسانها از هویت واقعی خود، نظریات متنوعی دارند. با راهنمایی دبیر خود دربارۀ این نظریات گفتوگو کنید.
دین و پیامبران الهی: انسان موجودی فراموش کار و همیشه «خاسر» است، امّا اگر تقوا پیشه کرده و عمل ارزشی انجام دهد با ظرفیت نامحدودی که دارد میتواند در حدّ جانشینی خدا ظاهر شود.
فیلسوفان: یکنواختی زندگی و فراموشی توانمندیهای فردی و اجتماعی موجب بیگانگی از خود و حتّی جامعه میشود که نتیجهٔ آن گم شدن هویت و جایگاه اجتماعی فرد است.
روانشناسان: فراموشی، توان و شناخت انسان را کاهش داده و موجب از خود بیگانگی میشود.
انسانشناسان: کلید درک نظام اجتماعی هویت فرهنگی فرد است؛ بنابراین غفلت و فراموشی هویت فرهنگی ایجاد کنندهٔ تهدید جدّی برای جامعه است.
جامعهشناسان: تزلزل نظام اجتماعی نتیجهٔ غفلت از هویت ملّی است.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 78 کتاب درسی)
خودآگاهی، هویت، هویت فردی، هویت اکتسابی، هویت انتسابی، هویت اجتماعی، تغییر هویت، بُعد جسمانی، بُعد نفسانی و هویت معنوی
خلاصه کنید (صفحهٔ 78 کتاب درسی)
- هویت اجتماعی هر فرد درون جهان اجتماعی و براساس عقاید و ارزشهای آن شکل میگیرد.
- هویت با نوعی احساس مثبت یا منفی همراه است.
- هویت در مراتب اکتسابی، انتسابی، فردی، اجتماعی، متغیّر و ثابت ظاهر میشود.
- ابعاد سه گانهٔ هویت (نفسانی، جسمانی و اجتماعی) در تعامل دوسویه با یکدیگر قرا دارند.
- برای شناخت هویت خود میتوان از نظرات والدین، دوستان، مشاوران و جامعه شناسان استفاده کرد.
- در جامعهٔ دینی هویت اجتماعی افراد بر اساس عقاید و ارزشهایی است که آن دین محترم میشمارد.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 78 کتاب درسی)
در این درس آموختیم که هویت هر فرد در تعامل با جهان اجتماعی و براساس عقاید و ارزشهای آن شکل میگیرد. هویت فردی و اجتماعی در ابعاد مختلفی مانند جسمانی، نفسانی و اجتماعی نمود پیدا میکند که هر یک بهطور متقابل بر دیگری تأثیر میگذارد. هویت فردی ممکن است ثابت یا متغیر باشد و در فرآیند اکتسابی یا انتسابی شکل گیرد. همچنین شناخت هویت میتواند از طریق بازخوردهای دیگران و نظرات مشاوران و جامعهشناسان صورت گیرد. در جوامع دینی، هویت اجتماعی افراد براساس ارزشهای دینی و اخلاقی تعریف میشود، و این فرآیند بهویژه در جوامع اسلامی با تأکید بر اصولی چون تقوا، علم و عدالت مشخص میشود.